أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
444
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
كه آن معامله به وقوع انجامد . اين خبر به مولانا حيدرى رسيد ، چند بيت در آن معنى در بديهه انشا نمود كه اين بيت از آنجاست . دولت آمد بر در و بىدولتى پروا نكرد * نكبتى را بين كه در بر روى دولت وا نكرد و به وسيلهء ندما و مقّربان آن شعر به عرض رسانيد ، آن ابيات مرضى طبع آن پادشاه افتاد ، رقم عفو و اغماض بر جرايد جرايم آن شخص و اهل آن ملك كشيد و حسب الالتماس مولانا ، ايشان را به جان امان داد . همان باز را در همان روز در كوهى رفيع منيع كه در طرف قبلى نطنز واقع است ، به كبك پرانيد و بعد از صيد كردن كبك عقابى از روى هوا نمودار شده باز را شكار كرد و مضمون اين دو بيت به عمل آمد . مثنوى به چشمِ خويش ديدم در گذرگاه * كه زد بر جان مرغى مرغكى راه هنوز از صيد منقارش نپرداخت * كه مرغى ديگر آمد كار او ساخت و از غايت توجّهى كه به آن باز داشت عمارت عالى و قبهء متعالى بر قلّهء آن كوه در همان مكان كه عقاب باز را صيد نموده بود ساختند كه الحال سيرگاه مردم آن ولايت است و اگر كسى ملاحظهء آن عالىبنا مىنمايد ، مىداند كه چه زحمت در اتمام آن بنا رفته و چه مبلغ زر در آنجا خرج شده ، چرا كه آب و آبادانى در آن حوالى نيست و مصالح تمامى از شهر نطنز بر قلّهء آن كوه كه يك فرسنگ بوده باشد به پشت آدمى بردهاند و ممرّ بالا رفتن حيوانات بر آنجا نيست . ص 306 سلمان فارسى ( 36 ) متوفى به سال 35 يا 36 و به قولى 37 ه . ق . از مشاهير صحابه و ياران پيغمبر اسلام ( ص ) . وى دهقانزادهاى از قريهء جى اصفهان و به قولى رامهرمز فارس بود . نام اصلى وى روزبه است . گويند مدتى در شام و موصل و نصيبين سياحت كرد . بعد به اسارت درآمد و مردى از بنى قريظه او را خريد و به مدينه آورد . پيامبر اسلام او را خريد و آزاد كرد . از آن پس وى در خدمت رسول خدا باقى ماند و در زمره حواريين آن حضرت و در شمار اهل بيت ( ع ) قرار